شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی با کسی وارد گفت و گو می شوید، طرف مقابل شما بلافاصله برچسب «بحث شما عمیق نیست»، یا «این ها را نفهمیده اید» به پیشانی بحث می چسباند.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله روشن - یاسر میردامادی: شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی با کسی وارد گفت و گو می شوید، طرف مقابل شما بلافاصله برچسب «بحث شما عمیق نیست»، یا «این ها را نفهمیده اید» به پیشانی بحث می چسباند و وقتی می گویید: «بسم الله! عمق بحث را نشان مان بده و نقطه نافهمیده را بفهمان مان، الهی که خیر ببینی»، در می آید که: «حالا من به موقعش در این باب سخن خواهم گفت». ما هم می نشینیم به انتظار که آن موقع موعود فرابرسد که خیلی اوقات نمی رسد.

گاهی هم که می رسد، ما هی خط ها را بالا و پایین می کنیم، هی گوش می خوابانیم ولی می بینیم دیدگاه طرف گفت و گوی ما در بهترین حالت از نظر طول وعرض و عمق و ارتفاع توفیری با بحث خودمان ندارد: نه اصل ادا کاملا روشن است و درنتیجه از ابهام اخلال آور خالی است، نه استدلال روشنی (یا اصلا استدلالی) به سود آن اقامه شده، نه نسبت به ادعاهای بدیل کاملا (یا اصلا) آگاهی وجود دارد یا اگر آگاه است آن ادعاها را با حوصله و به درستی تقریر می کند. درواقع چنین کسی با چنین نوع گفت و گو کردنی از گفت و گو پرهیز می کند.

چگونه با گفت و گو از گفت و گو پرهیز نکنیم

بیا پایین با هم بحث کنیم!


من این بار می خواهم در رگ این حرف رایج در گفت و گوهای روزمره که «بحث شما عمیق نیست» یا مشابه های آن خیمه بزنم و نشان دهم که در یک گفت و گوی جدی و اصیل چگونه باید از این گونه سخنان پرهیز کرد. به تعبیر دیگر، می خواهم راه هایی پیشنهاد کنم که چگونه با گفت و گو از گفت و گو پرهیز نکنیم. به نظرم یک گفت و گوی جدی و اصیل، باید دست کم این ویژگی ها را داشته باشد:

1-    تنها و تنها «محتوا»ی گفت و گو و آن هم به شیوه ای ظریف باید این را برساند که طرف مقابل گفت و گو چیزی را متوجه نشده یا فهم او از موضوع دقیق نیست یا از اساس خطاست، و به هیچ عنوان نه لحن بحث و نه تصریح به نفهمیدن طرف مقابل بحث نباید نفهمیدن طرف مقابل را به رخ او بکشد (بگذریم از این که هدف نهایی از یک گفت و گوی اصیل و جدی، اساسا دریافتن خطاهای خودمان است و نه لزوما نشان دادن خطاهای طرف مقابل گفت و گو).

2-    اصل ادعا باید تا جایی که ممکن است از ابهام اخلال آور خالی باشد، در غیر این صورت درواقع چیز دندان گیر و مشت پرکنی نگفته ایم و صرفا واژه مصرف کرده ایم.

3-    در حالت عادی [و این قید مهم است] اگر نمی توانید همین حالا که دارید ادعا می کنید، به سود آن استدلال کنید اصلا ادعا نکنید و ادعاکردن را به زمانی واگذار کنید که می توانید به سود آن استدلال کنید؛ نه این که تیتر بحث را الان بگویید و خود بحث را «به وقت مقتضی» واگذار کنید. گفت و گوی جدی و اصیل مثل سریال تلویزیونی نیست که تبلیغش را الان پخش کنید و خودش را یکشنبه ها پس از پخش خبر سراسری!

4-    وقتی ادعای مشخصی می کنید باید تصویر روشنی از ادعاهای بدیل داشته باشید، به تعبیر دیگر باید به تنوع آرا در بحثی که می کنید، دست کم به قدر لازم، آگاه باشید یا اگر چنین تصویری ندارید در گفت و گو به آن تصریح کنید یا دست کم خلاف آن را نشان ندهید.
چگونه با گفت و گو از گفت و گو پرهیز نکنیم

اصلا گفت و گو نکنیم چه طور است؟

همه این ها را گفتم، اما اگر از این نکات کسی ناب گرایی در گفت و گو برداشت کند، من به مقصود خودم نرسیده ام. منظورم از «ناب گرایی در گفت و گو» این است که در یک بحث، خیلی سریع کسی از این دنده درآید که: «شما درست بحث نمی کنید، در نتیجه من با شما بحث نمی کنم». آن چه نوشتم (اگر درست و قابل دفاع باشد) تلاش می کند فضای ایده آل یک گفت و گو را ترسیم کند تا علاقه مندان به گفت و گوی جدی و اصیل به آن نزدیک شوند یا از آن خیلی دور نشوند، اما این اصلا به این معنا نیست که: «تا زمانی که فضای یک گفت و گوی ایده آل فراهم نشده، من گفت و گو نمی کنم».

کسی که ناب گرایی پیشه کند، مجموعه تهی از گفت و گو نصیبش می شود و مجموعه تهی از گفت و گو ما را به گفت و گوی ایده آل نزدیک نمی کند. برای یک نمونه که در آن طرف های گفت و گو با هم سخن می گویند تا سخن نگفته باشند، فیلم «آژانس شیشه ای» ساخته ابراهیم حاتمی کیا (1376) را ببینید و به ویژه به گفت و گوهای حاج کاظم از یک سو و سلحشور (نماینده نیروی انتظامی) از سوی دیگر دقت کنید.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه